سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )

103

مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )

اين غزلهائيكه سروده شد در ديار هند شهرت فراوان يافت و وارد زبانها شد . يكى ديگر از ميرزايان پادشاه بنام عبد الرحمن بيگ نيز جوانى نورسيده بود و منصب آفتابه‌چى پادشاه را داشت و در نزد شاه عزيز بود . در مجالس خاص پادشاه حضور مىيافت و مىنشست . شعردان و شعر خوان بود و چند بار با او مشاعره كرده بوديم . روزى براى مشاعره با او دو غزل ديگر سرودم . غزل اول اين بود : لمؤلفه اول پرىچهره قاچان ناز ايلكاى * ناله غه عشاق آغاز ايلكاى يبريدور اول غنجه نيك دل بلبلى * كلشن كوييدا پرواز ايلكاى عاشق اولدور بزم غمدا ساقيا * ناله سين نى بيرلا دمساز ايلكاى

--> شربت لعل خود را به من بيمار بده از دارو بگذر * اى طبيبم براى درد من هيچ درمان ديگر نيست لاف عشق از عشاق عيب نيست . در اوراق هم آمده است * در ميدان عشق سر باختن خطا نيست مبادا اغيار با يار تو گفت‌وگو كنند * چون فرشته نمىتواند با شيطان هم‌نفس باشد « كاتبى » اگر هلال عيد وصل آن كمان ابرو برآيد * هركس كه قربانى او نشود ، قبله چهره‌اش را بسوزد